گاهی در مسیر تعلیم و تربیت، لحظههایی فرا میرسد که آدمی بیش از آنکه بخواهد سخن بگوید، دلش میخواهد مکث کند، به گذشته بنگرد و ثمره سالها باور، تلاش و صبوری را به تماشا بنشیند.
امروز، در برابر موفقیت درخشان دختران عزیز پایه نهم مجموعه بزرگ آشنا و کسب رتبه نخستِ تعداد قبولی مدارس تیزهوشان و نمونه دولتی در میان مدارس غیردولتی شهر مشهد، برای من تنها یک خبر خوش یا یک نتیجه افتخارآمیز نیست؛ این موفقیت، برگ دیگری از روایت مسیری است که سالها با ایمان، تجربه و عشق پیمودهایم.
از تجربه تا یک راهبرد منسجم
سالهای متمادی افتخار داشتهام در مدارس تیزهوشان، نمونه دولتی و مدارس برتر استان، در عرصه تعلیم و تربیت خدمت کنم. سالهایی که برای من صرفاً سابقهای در کارنامه نبود؛ سالهای آموختن، آزمودن، تجربه کردن، ساختن و شناختن انسانهایی بود که آینده این سرزمین را خواهند ساخت.
در تمام این سالها، تلاش کردم تنها مدیر یک مجموعه آموزشی نباشم؛ رهبر آموزشی باشم.
زیرا مدیریت، بهتنهایی، اداره کردن امور است؛ اما رهبری آموزشی، ساختن افق، برانگیختن انگیزه، پرورش باور و همراه کردن دلها با یک آرمان مشترک است.
رهبری، برای من سالهاست که با بخشنامه و دستور تعریف نشده است؛ با اعتماد، احترام، همراهی و اثرگذاری بر دلها معنا یافته است.
امروز در مجموعه بزرگ آشنا، آن سالهای تجربه و رهبری به نگاهی روشن، نقشهای جامع و راهبردی آموزشی و منسجم تبدیل شده است.
در آشنا، هیچ برنامهای حاصل یک تصمیم شتابزده نیست. برنامههای آموزشی، مشاوره تخصصی، کلاسها، آزمونها و فعالیتهای تکمیلی، هرکدام حلقهای از یک زنجیره بههمپیوستهاند؛ زنجیرهای که مقصد آن، صرفاً موفقیت در یک آزمون نیست، بلکه ساختن بنیانی علمی، شخصیتی متعادل و شایستگیهایی ماندگار برای دخترانمان است.
همیشه بر این باور بودهام و امروز با اطمینان بیشتری بر آن تأکید میکنم: خطمشی و راهبرد یک مجموعه آموزشی یکشبه تعریف نمیشود که صبح به اجرا گذاشته شود.
آنچه امروز در آشنا میبینیم، حاصل یک تصمیم مقطعی یا یک موج تبلیغاتی نیست؛ ثمره سالها تجربه، مطالعه، اندیشه، آزمون، اصلاح، برنامهریزی و پایبندی به کیفیت است.
اعتماد؛ حلقه پیوند خانه و مدرسه
و شاید امروز بیش از هر زمان دیگری، دلم میخواهد از «اعتماد» سخن بگویم.
از صمیم قلب، از همه اولیای گرانقدر و همراهی که در این مسیر به ما اعتماد کردند، صبورانه کنار فرزندانشان و مدرسه ماندند و اجازه دادند برنامهها فرصتِ به ثمر رسیدن پیدا کنند، سپاسگزارم.
اعتماد شما برای من یک واژه زیبا نیست؛ امانتی است که باید هر روز شایستگی آن را اثبات کنیم.
اما در کنار این اعتماد، یک نکته همواره ذهن مرا به خود مشغول کرده است.
جای بسی تعجب است که گاه از زبان برخی اولیای محترم میشنوم: «برنامههای مدرسه زیاد و سنگیناند؛ بچهها خسته میشوند و اذیت میشوند…»
این دغدغه را میفهمم و به آن احترام میگذارم؛ اما شواهد، گاهی ما را به تأملی جدیتر دعوت میکند.
همان خانوادههایی که گاه از سنگینی برنامههای مدرسه سخن میگویند، بیرون از مدرسه فرزندان خود را در کلاسها و برنامههای متعدد آموزشی و تقویتی و آزمونهای مختلف ثبتنام میکنند و برای آنها زمان و هزینه اختصاص میدهند.
مسیر واحد، نه برنامههای پراکنده
پس شاید پرسش اساسی این نباشد که «چقدر برنامه داریم؟» بلکه این باشد که «آیا همه تلاشهای ما در مسیری واحد، منسجم و هدفمند قرار گرفتهاند؟»
تجربه سالهای من در مدارس برتر به من آموخته است که موفقیت، در انباشت کلاسها و برنامههای پراکنده نیست؛ در انتخاب یک مسیر درست، منسجم و هدفمند و استمرار در پیمودن آن است.
فرزندان ما بیش از آنکه به برنامههای بیشمار نیاز داشته باشند، به مسیر روشن، آرامش، استمرار، اعتماد و هماهنگی خانه و مدرسه نیاز دارند.
از خانوادههای عزیزم میخواهم اجازه دهند مدرسه، در کنار آنان و برای فرزندانشان، این مسیر را با آرامش و انسجام پیش ببرد. اگر قرار است برنامهای در کنار برنامه مدرسه قرار گیرد، شایسته است با شناخت و هماهنگی انتخاب شود؛ چرا که گاهی آنچه با نیت خیر و برای موفقیت بیشتر انجام میدهیم، اگر پراکنده و ناهماهنگ باشد، بهجای افزودن بر کیفیت یادگیری، از تمرکز و آرامش دانشآموز میکاهد.
در روزگاری که تبلیغات فراوان است و وعدههای جذاب، گاه از خودِ حقیقت بلندتر شنیده میشوند، از خانوادهها میخواهم مسیر را با پشتوانه، تجربه و نتیجه بسنجند؛ نه با هیاهوی تبلیغاتی.
هیچ تبلیغی جای تجربه را نمیگیرد و هیچ وعدهای جای نتیجه را.
وقتی نتیجه، خودش سخن میگوید
و امروز، برای من یکی از شیرینترین و معتبرترین گواههای این مسیر، صدای خود دخترانمان است.
در گفتوگوهایی که با دانشآموزان پذیرفتهشده در مدارس تیزهوشان و نمونه دولتی انجام شده است، وقتی آنان از مسیر موفقیت خود سخن میگویند، از استمرار، نظم، آزمونها، کلاسهای آموزشی، همراهی با برنامه مدرسه و اعتماد خانوادههایشان به این مسیر میگویند.
این بار، من نیستم که از مسیر دفاع میکنم؛ دخترانی سخن میگویند که خود، این مسیر را پیموده و نتیجه آن را لمس کردهاند. و چه گواهی از این روشنتر؟
امروز، رتبه نخستِ تعداد قبولی مدارس تیزهوشان و نمونه دولتی در میان مدارس غیردولتی شهر مشهد، برای من صرفاً یک رتبه و یک آمار نیست؛ این موفقیت، ثمره سالها باور، برنامهریزی، تلاش، همراهی و صبوری است.
این نتیجه، پاسخ به کسی نیست؛ پاسخِ یک مسیر است.
پاسخ سالهایی است که آرام و بیهیاهو اندیشیدیم، ساختیم، آزمودیم و ادامه دادیم.
آغاز افقهای بلندتر
از دختران عزیز و پرتلاشم، از خانوادههای گرانقدر و همراه، از دبیران توانمند، معاونان آموزشی، مشاوران و همه همکارانی که با دانش، عشق و تعهد در این مسیر ایستادند، صمیمانه سپاسگزارم.
و به خانواده بزرگ آشنا میگویم: بیایید پیش از قضاوت، فرصت بدهیم؛ پیش از مقایسه، عمیقتر ببینیم؛ و پیش از اعتماد به هر وعده، پشتوانه و مسیر آن را بشناسیم.
به مدرسه اعتماد کنیم؛ نه از سر عادت، بلکه از سر شناخت، تجربه و نتیجه.
من به این مسیر باور دارم؛ زیرا این باور، حاصل یک روز و یک تصمیم نیست.
ریشههای این باور، در سالها تجربه و خدمت آموزشی است و امروز، ثمره آن را در چشمان روشن دخترانمان میبینم.
این موفقیت پایان راه نیست؛ آغاز افقهای بلندتری است که برای دختران آشنا در پیش داریم.
آرزو دارم در ادامه این راه نیز خانه و مدرسه در کنار یکدیگر بایستند؛ با اعتماد، همدلی و نگاه آیندهنگر، تا دخترانمان نه فقط برای یک آزمون، که برای ساختن آیندهای شایسته و درخشان آماده شوند.
و امروز، با تمام وجود، خوشحالم که میتوانم بگویم: باوری که سالها برایش ایستادیم، امروز به بار نشسته است.
با سپاس و ارادت
دکتر زهرا شاهدوست
مؤسس مجموعه بزرگ مدارس آشنا