مدرسه برای چیست؟
سؤال سادهای است! اما اگر صادق باشیم، پاسخ آن ساده نیست.
مدرسه برای ساختن انسان است؛ انسانی که خودش را باور کند، توانستن را تجربه کند و جرأت کند راه خودش را پیدا کند.
«آشنا» از دلِ همین سؤال متولد شد.
روزی از بچهها پرسیدم: چرا نام آشنا؟
با لبخند گفتند: آشنا یعنی آموزشگاه شایستگان نمونه استان
و من در دل گفتم: چه تعبیر زیبایی!
چون «آشنا» برای ما فقط یک اسم نیست! یک مسئولیت است؛ یک تعهد است؛ یک استاندارد است.
از همان ابتدا دغدغهای رهایم نمیکرد:
اگر قرار است دانشآموزان هر روز وارد کلاس شوند، باید چیزی بیشتر از درس نصیبشان شود؛ باید حالِ خوب بگیرند؛ باید اعتمادبهنفس بیاموزند؛ باید دیده شوند.
من به کیفیت آموزش ایمان دارم. اما نه کیفیتی که فقط در آمار قبولی خلاصه شود! کیفیتی که در برق چشمها دیده شود؛ در پرسیدنِ بیترس، در اشتباه کردن و دوباره برخاستن…
همیشه گفتهام: دانشآموز من باید به والاترین جایگاهی که شایسته اوست برسد؛ نه آنجایی که شرایط به او اجازه داده، بلکه آنجایی که استعدادش حق او بوده است.
اینجا خانهی دختران شایستهای است که یاد میگیرند بزرگ فکر کنند، دقیق تلاش کنند و با وقار بدرخشند.
برای همین هیچگاه آرام نمینشینم! در راهروها قدم میزنم، پشت در کلاسها مکث میکنم، با معلمها مسیر میچینم…
شاید ظاهر کار مدیریت باشد، اما در حقیقت، مراقبت است! مراقبت از رؤیاهایی که اگر جدی گرفته نشوند، آرامآرام خاموش میشوند.
«آشنا» قرار نیست شبیه دیگران باشد! قرار است جلوتر بایستد؛ در آموزش، دقیق و علمی؛ در تربیت، انسانی و مهربان.
نگاه ما، نگاهی تیزهوشانه است: آموزشی که ذهن را بیدار میکند، نه آنکه فقط حافظه را پر کند.شعار ما جملهای ساده است، اما همهی فلسفه ما در همان جمله نفس میکشد:
«من یاد میگیرم، چون خودم میخواهم یاد بگیرم.»
من میخواهم دختران «آشنا» بیاموزند که خواستن، از ترس نمره قویتر است، از اجبار ماندگارتر است و از رقابت، انسانیتر.
اگر بخواهم در یک جمله بگویم:
من زندگیام را برای «آشنا» خرج کردهام؛ چون باور دارم مدرسهای که با دل ساخته شود، میتواند مسیر یک نسل را تغییر دهد.
و اگر از من بپرسند چرا اینهمه سخت میگیری؟ میگویم:
چون آینده، همین امروز است! آینده، پشت همین صندلیها نفس میکشد…
زهرا شاهدوست؛
مؤسس و مدیریت مجتمع آموزشی آشنا